ابراهيم اصلاح عربانى
17
كتاب گيلان ( فارسى )
فصل اول مقدمهاى بر اقتصاد گيلان زمانى « گيلهمرد » خودكفا بود ؛ نيازهاى خود را خود آسان از طبيعت برآورده مىكرد ؛ دست در آب مىكرد ، ماهى مىگرفت ؛ تير به هوا مىانداخت ، مرغابى مىزد و چوب به زمين مىكاشت كه رخت بياويزد ، سبز مىشد و بار مىداد . گيلانى با الياف گياهى حصير مىبافت و زيرانداز خود مىكرد و با آن كلاه و سرپناه مىساخت و از پشم بز چادر و مسكن مىساخت . نه تنها خانوارهاى روستائى بلكه مرغ و خروس و غاز و اردك آنها هم خودكفا بودند و غذاى خود را از طبيعت تأمين مىكردند ؛ گاو و گوسفند و بز و اسب آنها با چرا در فضاى آزاد شكمهاى خود را به راحتى سير مىكردند و در سايهء درختان مىآرميدند و نشخوار مىنمودند . گوئى خداوند اين خطه را براى آن آفريده است كه ساكنان آن احتياج به فعاليت اقتصادى نداشته باشند : بخورند و بخوابند و از خوشبختى خود در برابر مهاجمان دفاع كنند . ساس و كك و پشه ديارشان غريبهها را بگزند و آنها را به نقطهاى ديگر فرارى دهند . آن دوران فراوانى گذشت . امروزه ، ديگر نه از آنهمه ماهى اثرى ديده مىشود و نه از آن مرغابيها و تعداد ماهيگيران هم بسيار زياد شده است . گيلان امروز نزديك دو ميليون و سيصد هزار نفر جمعيت دارد . در سال 1345 استان مزبور حدود يك ميليون و هفتصد هزار نفر جمعيت داشته است . به اين نسبت كه جمعيت افزايش يافته بارآورى كار و تكنيك توليد چندان تغييرى نكرده است و گرانى زندگى هم بسيار مزيد گرديده به طورى كه نسبت به سابق بيش از هزار برابر گرانتر شده است . روزگارى ميرزا حسين خان سپهسالار ، در زمان ناصر الدين شاه ، شيلات درياى خزر را با رودهائى كه از ايران به آن دريا مىريخت در مقابل 55 هزار